«برای نخستین بار با بنون سیوان زمانی که ۱۲ ساله بودم در یک شام سرد زمستانی در کابل آشنا شدم در جنوری ۱۹۹۰ ابا ــ کلمهای که من برای پدرم، نجیبالله رئیسجمهور وقت افغانستان به کار میبردم ــ به مادرم گفت که یک دیپلومات ارمنی تبار ملل متحد با خانم فرانسویاش برای شام خواهد آمد.»
این آشنایی خانوادگی در زمانی صورت گرفت که بنون سیوان به یکی از مهمترین چهرههای دیپلماتیک سازمان ملل در مسئله افغانستان تبدیل شده بود سیوان از سال ۱۹۸۸ بهعنوان مدیر و مشاور سیاسی ارشد نماینده سرمنشی سازمان ملل در مسئله افغانستان فعالیت میکرد و در جنوری ۱۹۹۰ مسئولیت نمایندگی سرمنشی سازمان ملل در اجرای توافقات ژنو درباره افغانستان را نیز بر عهده گرفت.
در سالهای بعد رابطه سیوان با خانواده نجیبالله از یک آشنایی دیپلماتیک فراتر رفت او در کابل با دولت نجیب الله، رهبران مجاهدین، کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ در تماس بود و تلاش میکرد زمینه یک راهحل سیاسی برای جنگ افغانستان را فراهم کند خود سیوان بعدها گفت که هدف سازمان ملل این بود که راهحلی برای انتقال قدرت ایجاد شود که توسط افغانها شکل گرفته باشد و از بیرون بر آنان تحمیل نشود.
با نزدیکشدن سال ۱۹۹۲ نقش سیوان در سرنوشت نجیبالله بسیار حساس شد پس از فروپاشی حکومت نجیبالله در اپریل ۱۹۹۲ تصمیم گرفت از قدرت کنار برود سیوان برای خارجکردن امن او از افغانستان تلاش کرد و شخصاً به کابل رفت روزنامه واشنگتن پست در ۲۰ اپریل ۱۹۹۲ گزارش داد که سیوان، بهعنوان نماینده ویژه سازمان ملل، برای تأمین خروج امن نجیبالله و میانجیگری میان جناحهای افغان تلاش میکرد.
اما این تلاش ناکام ماند نجیبالله هنگام حرکت به سوی میدان هوایی کابل متوقف شد و نتوانست کشور را ترک کند هواپیمایی که سیوان در آن حضور داشت نیز در میدان هوایی منتظر ماند. گزارشهای آن زمان نشان میدهند که سیوان همچنان برای یافتن راهی جهت تأمین امنیت و خروج نجیبالله مذاکره میکرد.
پس از ناکامی خروج نجیبالله به دفتر سازمان ملل در کابل پناه برد و تا سقوط کابل به دست طالبان در سال ۱۹۹۶ در همانجا ماند خود سیوان بعدها گفت که نجیبالله پس از استعفا از او در دفتر سازمان ملل پناه خواست و سازمان ملل ناچار شد مسئله حفاظت از او را در چارچوب روند صلح افغانستان دنبال کند.
این رابطه بعدها برای هیله نجیبالله معنای خاصی پیدا کرد: او میگوید بنون سیوان برای خانواده او فقط یک مقام سازمان ملل نبود او دیپلوماتی بود که از نزدیک شاهد آخرین سالهای حکومت پدرش، تلاشهای او برای مصالحه با مخالفان و سرانجام سقوط حکومت و پناهگرفتن نجیبالله در دفتر سازمان ملل بود.
هیله نجیبالله بعدها تجربه و برداشت خود از سیاست مصالحه پدرش و روندهای صلح افغانستان را در کتاب Reconciliation and Social Healing in Afghanistan منتشر کرد کتابی که در سال ۲۰۱۷ توسط Springer منتشر شد و بخشی از آن به روند مصالحه ملی افغانستان در سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۲ میپردازد.



