معاهده خط دیورند در سال ۱۸۹۳ میلادی میان امیر عبدالرحمان خان و حکومت هند بریتانوی امضا شد یعنی ۵۴ سال پیش از تشکیل پاکستان در آن زمان اصلاً کشوری به نام پاکستان وجود نداشت و این توافق تنها میان افغانستان و بریتانیا صورت گرفت.

امروز پاکستان به توافقنامهای استناد میکند که خودش در زمان امضای آن وجود نداشت و بر اساس آن، خط دیورند را مرز رسمی خود با افغانستان میداند این موضوع پرسشهای جدی تاریخی و حقوقی را مطرح میکند.

چرا سرنوشت بخشی از سرزمین و مردم افغانستان باید بر اساس توافقی تعیین شود که پاکستان هیچ نقشی در امضای آن نداشت؟
افغانستان در آن زمان با یکی از بزرگترین قدرتهای استعماری جهان روبهرو بود امضای توافقنامه در چنین شرایطی، موضوعی است که باید با در نظر گرفتن وضعیت سیاسی و تاریخی آن دوران بررسی شود از سوی دیگر مردمی که در دو سوی این خط زندگی میکنند پیوندهای قومی، زبانی، فرهنگی و خانوادگی مشترک دارند و این مرز زندگی بسیاری از آنان را تحت تأثیر قرار داده است.

پس از تشکیل پاکستان در سال ۱۹۴۷ این کشور خط دیورند را بهعنوان مرز خود پذیرفت اما افغانستان درباره این موضوع اعتراض و اختلاف نظر داشته است و آنرا به عنوان مرز میان افغانستان و پاکستان به رسمیت نمی شناسد زیرا پاکستان خود را وارث مرزهای هند بریتانوی میداند در حالی که افغانستان حق دارد درباره اعتبار این توافقنامه و پیامدهای آن برای سرزمین و مردم خود پرسش مطرح کند.

نکته مهم این است که امضای یک توافقنامه تاریخی به معنای پایان همیشگی تمام بحثهای سیاسی و حقوقی درباره آن نیست وجود سند سال ۱۸۹۳ را نمیتوان انکار کرد اما نمیتوان تنها با نشان دادن آن تمام اختلافات مربوط به خط دیورند را حلشده دانست.

افغانستان حق دارد تاریخ این توافقنامه را بررسی کند و درباره سرنوشت مردمی که در دو سوی خط زندگی میکنند، دیدگاه خود را مطرح سازد همچنین، هیچ کشوری نباید صرفاً با تکیه بر ادعای خود، خواست و حقوق مردم مناطق مرزی را نادیده بگیرد.

واقعیت تاریخی این است که پاکستان در زمان امضای توافقنامه دیورند وجود نداشت این توافق میان افغانستان و بریتانیا صورت گرفت بنابراین ادعای پاکستان درباره این خط باید با بررسی اسناد تاریخی و حقوقی سنجیده شود، نه اینکه صرفاً به دلیل بهارثبردن مرزهای هند بریتانوی آن را موضوعی پایان یافته بدانیم.



